|
|
|
|
|
پادشاه از یانگوم می پرسد که حالا چه خواسته ای دارد و یانگوم خواسته ی خود را مطرح می کند و از پادشاه می خواهد که او را به مركز بهداشت عمومي بفرستد...
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 7 مهر1386ساعت 5:12 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 5:16 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 4:48 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
در این هنگام افسرمین توضیح می دهد که جان پزشک قصر در خطر بود زیرا او تنها کسی بود که همه چیز را در مورد اردک گوگردی می دانست و من زمانی که برای آشکار شدن حقیقت خانه اش را بررسی می کردم یک نفر را دیدم که می خواست او رابکشد بنابراین او را دنبال کردم اما او فرار کرد...
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 4:22 توسط رضا
|
|
||